علي بن محمد البغدادي الماوردي ( مترجم : حسين صابرى )

254

آيين حكمرانى ( فارسى )

ديدگاه نخست آن‌كه اين سوگند سوگندى لازم و قضايى است كه چنانچه از آن نكول كند زكات از او ستانده مىشود ؛ ديدگاه دوم آن‌كه اين سوگند استظهارى است و چنانچه از آن نكول كند زكات از او ستانده نمىشود . اما اگر صاحب مال در حالى چنين ادعايى را مطرح كند كه در زمان مورد ادعاى او كارگزار زكات حضور داشته است ، در صورتى كه گفته شود پرداخت زكات به كارگزار امرى لازم است ، ادعاى صاحب مال ، دال بر پرداخت زكات پذيرفته نمىشود و در صورتى كه گفته شود پرداخت زكات به كارگزار كارى مستحب است ادعاى صاحب مال پذيرفته مىشود . فصل [ : توزيع زكات ] اما دربارهء توزيع زكات ميان مستحقانش ، اين زكات از آن كسانى است كه خداوند در كتاب گرانسنگ خود از ايشان ياد كرده است : إِنَّمَا الصَّدَقاتُ لِلْفُقَراءِ وَ الْمَساكِينِ وَ الْعامِلِينَ عَلَيْها وَ الْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَ فِي الرِّقابِ وَ الْغارِمِينَ وَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ فَرِيضَةً مِنَ اللَّهِ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ « 1 » . پيش از اين فرمان الهى ، پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله زكات را بر پايهء اجتهاد و رأى خويش توزيع مىكرد ، تا آن‌كه يكى از منافقان خود را بدان حضرت رساند و گفت : اى پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله ، عدالت بورز . پيامبر صلّى اللّه عليه و إله فرمود : « مادرت به عزايت نشيناد ! اگر من عدالت نكنم چه كسى عدالت مىكند ؟ » « 2 » . پس از اين رخداد ، آيات زكات بر آن حضرت نازل شد ، و در اين هنگام بود كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله فرمود : « خداوند در توزيع اين دارايىها نه به فرشته‌اى مقرّب راضى بود و نه به پيامبرى

--> ( 1 ) . توبه / 60 : زكات منحصرا براى فقيران ، بينوايان ، كارگزاران آن ، دل به دست آمدگان ، در راه آزادى بردگان ، وامداران ، در راه خدا و كسان در راه مانده است . فريضه‌اى است از جانب خداوند و خداوند دانايى حكيم است . ( 2 ) . « ثكلتك امك اذا لم اعدل فمن يعدل ؟ » . متن را با تفاوت‌هايى بنگريد در : ابن حبان ، صحيح ابن حبان ، ج 11 ، ص 148 ؛ حنبلى مقدسى ، الاحاديث المختاره ، ج 8 ، ص 231 ؛ هيثمى ، مجمع الزوائد ، ج 6 ، ص 228 ؛ ابو يعلى ، مسند ابى يعلى ، ج 2 ، ص 298 ، ش 1022 ؛ طبرانى ، المعجم الكبير ، ج 2 ، ص 185 ، ش 1753 ؛ ابن ابى عاصم ، السنه ، ج 2 ، ص 459 ، ش 943 ؛ بخارى ، الادب المفرد ، ص 270 ، ش 774 ؛ حكيم ترمذى ، نوادر الاصول ، ج 1 ، ص 223 ؛ ابن عبد البر ، التمهيد ، ج 23 ، ص 333 ؛ شوكانى ، نيل الاوطار ، ج 7 ، ص 344 - م .